«تعليق»، يك داستان بلند است، با زبانى روان و بسيار زيبا. بن مايه ى داستان، ياد آوريِ نيمه واقعى، نيمه تخيليِ آدم ها و وقايعى است كه راوى با ديدن تابلوهاى نقاشى قديمى، در ذهن بازسازى مي كند. نويسنده براى اين بازسازى، از جريان سيال ذهن استفاده كرده، و اين خواننده است كه از پهلوى هم گذاشتن پاره هاى ذهنى، كل داستان را ادراك مي كند. عناصر و فضاسازى اين داستان، يادآور بوف كور (هدايت) و شازده احتجاب (گلشيري)هستند.